جانان کاش میشد تو را هم دوست داشت و هم داشت
برچسب:
نویسنده: سپیده زارعیان
خدا نکند که به دَردِ من دُچار شوی
شبیه دلم سخت اَسیر و بیمار شوی
از آنکه دوست میداریش اِنکار شوی
خودت در غم خودت مُدام تِکرار شوی
جانان چرا دوست داری که مَحال شوی ؟
از پیش من بروی خواب و خیال شوی
برای همچو منی مثل یک دیوار شوی
از هرچه نیست و هست بیزار شوی
دکلمهی شعر
برچسب:
نویسنده: سپیده زارعیان
جانان کمتر مرا زخم بزن اَندکی هم ... برای فردا بگذار قول میدهم تازهتر از امروز آمادهی زخم زدنهایت باشم
برچسب:
نویسنده: سپیده زارعیان
خدا نکند که به دَردِ من دُچار شوی
شبیه دلم سخت اَسیر و بیمار شوی
از آنکه دوست میداریش اِنکار شوی
خودت در غم خودت مُدام تِکرار شوی
جانان
چرا دوست داری که مَحال شوی ؟
از پیش من بروی خواب و خیال شوی
برای همچو منی مثل یک دیوار شوی
از هرچه نیست و هست بیزار شوی
دکلمه ی شعر
برچسب:
نویسنده: سپیده زارعیان